تشخیص حسآمیزی در فارسی دوازدهم؛ از دو حس تا توضیح شاهد زبانی
برای تشخیص حسآمیزی در فارسی دوازدهم، ابتدا پدیده توصیفشده و ویژگی نسبتدادهشده به آن را پیدا کنید؛ سپس بررسی کنید آیا این دو به حوزههای حسی متفاوت تعلق دارند و در یک رابطه توصیفی به هم پیوند خوردهاند. در ترکیب «صدای شیرین»، صدا شنیدنی است، اما شیرینی به چشایی تعلق دارد؛ همین نسبتدادن ویژگی چشایی به پدیدهای شنیداری، شاهد حسآمیزی است. پاسخ روشن باید خود ترکیب و دو حوزه حسی آن را نشان دهد، نه اینکه فقط نام آرایه را بنویسد. دشواری این کار معمولاً از جایی شروع میشود که هر صفت زیبا یا هر جمله دارای چند حس را حسآمیزی بدانیم. این راهنما برای تمرین تحلیل عبارتهای درس فارسی است و بر تشخیص رابطه میان واژهها تکیه دارد. مثالهای کوتاه آن ساختهشده برای آموزشاند. با همین روش میتوانید هنگام خواندن متن کتاب، برای انتخاب خود دلیل بنویسید و موارد نامطمئن را از نمونههای روشن جدا کنید.
تشخیص حسآمیزی در فارسی دوازدهم با پیدا کردن رابطه توصیفی
حسآمیزی را با شمردن واژههای مربوط به حواس پیدا نمیکنیم. نکته اصلی این است که ویژگی یک حوزه حسی برای توصیف پدیدهای از حوزه حسی دیگر به کار برود. بنابراین پیش از نامگذاری آرایه، از خود بپرسید: «چه چیزی توصیف شده و با چه ویژگیای؟» در «صدای شیرین»، پاسخ بخش اول «صدا» و پاسخ بخش دوم «شیرین» است. اکنون میتوان حوزه هرکدام را مشخص کرد و نسبت میان آنها را توضیح داد.
این رابطه همیشه در یک ترکیب دوواژهای دیده نمیشود. در جمله ساختهشده «صدایش شیرین بود» نیز شیرینی به صدا نسبت داده شده است. اگر فقط دنبال صفتی بگردید که بلافاصله پس از اسم آمده، ممکن است چنین نمونهای را نبینید. نخست جمله را از نظر معنا بخوانید و بعد اجزای مرتبط را کنار هم قرار دهید. واحد تحلیل شما رابطه توصیفی است؛ فاصله واژهها بهتنهایی چیزی را ثابت یا رد نمیکند.
- پدیده توصیفشده را مشخص کنید.
- ویژگی نسبتدادهشده به آن را پیدا کنید.
- حوزه حسی هر دو را بنویسید.
- بررسی کنید ویژگی یک حس به پدیده متعلق به حس دیگر منتقل شده باشد.
حوزه حسی واژه را از معنای آن در جمله پیدا کنید
برای شروع، از پنج حوزه آشنای بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه کمک بگیرید. رنگ و روشنایی معمولاً با بینایی، صدا با شنوایی، بو با بویایی، مزه با چشایی و زبری، نرمی یا دما با لامسه ارتباط دارند. این دستهبندی ابزار تحلیل است، اما نباید به فهرستی از واژههای همیشهثابت تبدیل شود. واژه ممکن است در بافتهای مختلف کاربرد متفاوتی پیدا کند.
مثلاً «گرم» در «هوای گرم» به دما اشاره دارد و توصیفی مربوط به لامسه است. در «صدای گرم»، همان ویژگی برای توصیف صدا به کار رفته و رابطهای میان لامسه و شنوایی ساخته است. پس دیدن کلمه «گرم» بهتنهایی کافی نیست. باید معلوم کنید این ویژگی به چه چیزی نسبت داده شده است. اگر حوزه حسی یک واژه را نمیتوانید با توضیحی روشن مشخص کنید، پیش از اعلام آرایه، جملههای اطراف را دوباره بخوانید.
- به جای حفظکردن واژههای نشانه، کاربرد آنها را بررسی کنید.
- برای هر حوزه حسی، شاهد مشخصی از خود عبارت بیاورید.
- احساس عاطفی مانند اندوه را بدون توضیح، یکی از حواس پنجگانه حساب نکنید.
مثال اجرایی: از «آوای نرم» به یک پاسخ مستدل برسید
ترکیب ساختهشده «آوای نرم» را در نظر بگیرید. ابتدا «آوا» را جدا میکنیم: پدیدهای است که شنیده میشود، پس به شنوایی مربوط است. سپس «نرم» را بررسی میکنیم: نرمی در معنای حسی خود از راه لمس دریافت میشود. در این ترکیب، ویژگی لامسه برای توصیف آوا به کار رفته است. اکنون هم شاهد زبانی داریم، هم دو حوزه حسی و هم توضیح رابطه میان آنها.
پاسخ قابلپیگیری چنین است: «در ترکیب آوای نرم، حسآمیزی دیده میشود؛ زیرا نرمی، که ویژگیای مربوط به لامسه است، به آوا، که با شنوایی دریافت میشود، نسبت داده شده است.» لازم نیست درباره همه آثار زیباییشناختی عبارت توضیح بدهید، مگر اینکه خواسته تمرین چنین باشد. هدف این پاسخ آن است که خواننده بفهمد بر چه اساسی آرایه را انتخاب کردهاید.
- شاهد: آوای نرم
- پدیده توصیفشده: آوا، مربوط به شنوایی
- ویژگی منتقلشده: نرمی، مربوط به لامسه
- دلیل تشخیص: توصیف پدیده شنیداری با ویژگی لمسی
وجود چند حس در یک جمله، بهتنهایی حسآمیزی نیست
جمله ساختهشده «گل سرخ را دیدم و بوی آن را حس کردم» هم بینایی دارد و هم بویایی؛ اما صرف حضور این دو حس، شاهد حسآمیزی نیست. رنگ گل دیده شده و بوی آن بوییده شده است. هر ویژگی در حوزه معمول خودش قرار دارد و ویژگی یکی برای توصیف دیگری به کار نرفته است. تفاوت مهم همینجاست: کنار هم آمدن دریافتهای حسی با آمیختن آنها در یک توصیف یکسان نیست.
همچنین هر صفتی کنار «صدا» حسآمیزی نمیسازد. در «صدای بلند»، بلندی به شدت صدا اشاره میکند و در همان حوزه شنوایی فهمیده میشود. نباید به دلیل اینکه «بلند» در جای دیگری برای ارتفاع به کار میرود، کاربرد شنیداری آن را خودکار به بینایی نسبت داد. معنایی که واژه در همین عبارت دارد، مبنای تحلیل است. برای تصمیم درست، عبارت را کامل بخوانید و از جداکردن واژه از بافت پرهیز کنید.
- دو حس مستقل در یک جمله، دلیل کافی برای انتخاب آرایه نیست.
- در هر نمونه، رابطه میان پدیده و ویژگی را نشان دهید.
- معنای دیگر یک واژه را بدون توجه به جمله وارد تحلیل نکنید.
عبارت خیالانگیز را بدون شاهد، حسآمیزی ننامید
گاهی دانشآموز عبارت را غیرعادی یا شاعرانه میبیند و فوراً حسآمیزی را انتخاب میکند. درحالیکه غیرعادیبودن توصیف، بهتنهایی کافی نیست. برای مثال، در ترکیب «دست روزگار» نمیتوان فقط با تکیه بر خیالانگیزبودن عبارت، دو حوزه حسی متفاوت معرفی کرد. برای این تمرین، پرسش مشخص شما این است: «کدام ویژگی حسی به کدام پدیده حسی دیگر نسبت داده شده است؟» اگر پاسخ روشنی ندارید، تشخیص هنوز مستدل نشده است.
برای عبارتهای نامطمئن، توضیح خود را پیش از نام آرایه بنویسید. اگر توضیح شما فقط «زیباست»، «معنی واقعی ندارد» یا «احساس ایجاد میکند» باشد، هنوز شاهد لازم را پیدا نکردهاید. به متن برگردید و معنای واژهها را بررسی کنید. اگر ابهام باقی ماند، همان ترکیب و دو برداشت احتمالی خود را برای گفتوگو با دبیر یادداشت کنید. این کار از حفظکردن یک برچسب نامطمئن مفیدتر است.
- شاعرانهبودن را جای دلیل زبانی ننشانید.
- نام دو حس را با واژههای شاهد همراه کنید.
- در موارد مبهم، پرسش خود را درباره معنای دقیق ترکیب مطرح کنید.
تمرین تشریحی را با مقایسه نمونه مثبت و منفی انجام دهید
یک برگه کوچک با چهار ستون بسازید: عبارت، پدیده توصیفشده، ویژگی و نتیجه تحلیل. برای آغاز از سه نمونه ساختهشده «صدای شیرین»، «چای شیرین» و «صدای بلند» استفاده کنید. در نمونه اول، شیرینی از چشایی به صدا نسبت داده شده است. در نمونه دوم، شیرینی مزه نوشیدنی را توصیف میکند. در نمونه سوم نیز بلندی، شدت صدا را بیان میکند. کنار هم دیدن این نمونهها کمک میکند دلیل انتخاب را از ظاهر مشترک واژهها جدا کنید.
سپس همین کار را روی چند عبارت از متنی که در حال مطالعه آن هستید انجام دهید. لازم نیست در همه عبارتها آرایه پیدا کنید؛ برای موردی که انتخاب نمیکنید نیز یک دلیل کوتاه بنویسید. بعد از بررسی با توضیح دبیر، فقط نام آرایه را اصلاح نکنید. مشخص کنید خطا در تعیین معنای واژه بوده، در نامبردن حوزه حسی رخ داده یا از ندیدن رابطه توصیفی ناشی شده است. تمرین بعدی را بر همان بخش متمرکز کنید.
- صدای شیرین: پیوند شنوایی و چشایی در یک توصیف
- چای شیرین: توصیف مزه در حوزه چشایی
- صدای بلند: توصیف شدت در حوزه شنوایی
- برای هر انتخاب یا رد، یک جمله دلیل بنویسید.
پاسخ نهایی را با شاهد و جهت نسبتدادن کامل کنید
برای پاسخ تشریحی میتوانید از این الگو کمک بگیرید: «در عبارت ... حسآمیزی وجود دارد؛ زیرا ویژگی ... از حوزه ... برای توصیف ... از حوزه ... به کار رفته است.» این الگو زمانی مفید است که جای خالیها را با معنای واقعی عبارت پر کنید. نوشتن نام دو حس بدون مشخصکردن واژهها ممکن است مسیر استدلال شما را پنهان کند. از سوی دیگر، رونویسی کل جمله وقتی شاهد کوتاه و روشنی وجود دارد، توضیح را دقیقتر نمیکند.
در بازخوانی، جهت توضیح را کنترل کنید. در «صدای شیرین»، نگویید صدا به شیرینی نسبت داده شده است؛ شیرینی ویژگیای است که صدا را توصیف میکند. اگر هنگام نوشتن میان این دو جابهجا میشوید، ابتدا زیر پدیده خط بکشید و ویژگی آن را داخل پرانتز بگذارید. سپس توضیح را بنویسید. معیار پایان تمرین این است که بتوانید با اشاره به خود عبارت، رابطه دو حوزه حسی را روشن کنید.
- شاهد را دقیق و کوتاه نقل کنید.
- هر حوزه حسی را به واژه مربوط به خودش وصل کنید.
- ویژگی و پدیده توصیفشده را در توضیح جابهجا نکنید.
- اگر فقط نام آرایه خواسته شده، پاسخ را متناسب با همان خواسته بنویسید.
جمعبندی
برای تمرین بعدی، سه عبارت کوتاه از متن فارسی خود بردارید و پیش از انتخاب نام آرایه، پدیده، ویژگی و حوزه حسی هرکدام را بنویسید. اگر دو حوزه متفاوت در یک رابطه توصیفی به هم پیوند خوردهاند، شاهد خود را در یک جمله توضیح دهید. اگر چنین رابطهای پیدا نمیکنید، عبارت را بهزور در این دسته قرار ندهید. توانایی توضیحدادن دلیل انتخاب و دلیل رد، تشخیص شما را دقیقتر و پاسخ نوشتاریتان را روشنتر میکند.